شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶
berooz
۰۴:۲۶:۳۳
گزارش
22 بهمن 93
هانیه پورحسین/ خبرگزاری ایسنا
bolet22 بهمن 93
هانیه پورحسین/ خبرگزاری ایسنا
22 بهمن 93
محسن تورع/ خبرگزاری نسیم
bolet22 بهمن 93
محسن تورع/ خبرگزاری نسیم
22 بهمن 93
عباس امیری/ روزنامه سبحان
bolet22 بهمن 93
عباس امیری/ روزنامه سبحان
کد خبر: ۵۶۴۲۹
تاریخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۶:۵۳
سعید یوسفی؛
در تعریف این کارزار خاموش باید گفت که جنگ نرم نوعی ازجنگ بوده که مهاجم با کمترین هزینه بیشترین تلفات را از طرف مقابل گرفته و در میان عقاید مردم، عقده گشایی میکند.
عرصه جنگ نرم واقعیتی است که همه صاحبان فکر و عقیده بدون استثنا به آن اعتراف داشته و میدان دار این جنگ تمام عیار را چیزی جز رسانه؛ بعنوان عامل ارتباط و انتقال پیام نمیدانند اما رسانه ها در این میدان کار زار چه نقشی ایفا میکنند؟

شاید در سال ۱۹۵۷ وقتی اولین ماهواره به فضا پرتاب شد و بخش رادیو و تلویزیونی دچار تحولی شگفت گشت، کسی حتی فکرش را نمیکرد که رسانه، جهان را به سیطره خود درآورد. با صنعتی شدن و رشد و گسترش کشورها و تبدیل جوامع سنتی به مدرن، رسانه های محلی توان پاسخگویی به مطالبات جامعه را از دست دادند که به همین دلیل در بستر نیاز جوامع مدرن وسایل ارتباط جمعی یا همان رسانه فرامرزی شکل گرفته و گسترش یافت.

صنعت نو پای رسانه در اوج جوانی، در دهه ۹۰ به شدت دلربایی کرد و بشر از همه جا بی خبر، که راه رسیدن به بسیاری از آمال و آرزوهای خود را در نکاح این جوان زیبا رو میدید، دل در گرو محبت او بست، در حالی که ارباب رسانه و جبهه استکبار، خوابهای زیادی برای این زوج جوان دیده بودند.

هر چند از مدت ها قبل مک لوهان عصر پیشرفت رسانه را عصر «کهکشان مارکنی» نامید، اما بسیاری از نظریه پردازان ،دلواپس قدرت این سلاح تاثیر گذار بوده، و اعتقاد داشتندبا پیشرفت رسانه سلطه ای جدید بروز خواهد نمود

و ابزاری که می توانست در خدمت عامه جامعه باشد و عقاید، افکار و ایدئولوژی آنها را منتشر نمایددر اختیار طبقه ای خاص قرار خواهد گرفت. اما مردم آنقدر محو جذابیت های این تکنولوژی نوین بودند که دلواپسی این گروه از نظریه پردازان را بر نتافته و از دلخوشی آنان کم ننمود و همه جا سخن از انقلاب اطلاعات و تکنولوژی های نوین اطلاعتی شده و تنها چیزی که به خاطر گذر نمیکرد فرصت طلبی سلطه جهانی بود اما دیری نپایید که دنیا خود را در میدان کارزاری به نام میدان جنگ نرم یافت. واژه ای که امروزه عامه مردم با نام ان آشنایی داشته اما از ابزار و تاکتیک های آن بی اطلاع می باشند...

در تعریف این کارزار خاموش باید گفت که جنگ نرم نوعی ازجنگ بوده که مهاجم با کمترین هزینه بیشترین تلفات را از طرف مقابل گرفته و در میان عقاید مردم، عقده گشایی میکند.

در جبهه جنگ نرم حرف از تانک، موشک، خمپاره و سایر ادوات جنگی نبوده و اینترنت، ماهواره، کتاب، فیلم و سایر وسایل ارتباط جمعی، (به طور کلی رسانه) به عنوان سلاحی استراتژیک مطرح می گرددکه به صورت حرفه ای وارد لایه های فرهنگی جوامع شده و به جای رزمندگان، افسران و سربازان نظامی فعالان فرهنگی و مطبوعاتی سربازان این عرصه گشته اند.

استكبار جهاني که از رسانه، به دروغ در تعاریف خود، ابزار انتقال اطلاعات و اخبارش نام می برد، بعنوان زرادخانه جنگ نرم بهره برداري نموده وبا شلیک های مداوم توپخانه ای-بخوانید رسانه-، آتش هویت زدایی، مصرف زدگی و مصرف گرایی، فرهنگ سازی و فرهنگ سوزی، تبلیغات بی امان سبک زندگی غربی، سست کردن ارکان خانواده، قوم گرایی، تضعیف ارزش های جامعه، شایعه پراکنی علیه نظام سیاسی حاکم، مسخ افکار عمومی و از هم گسیختن همبستگی ملی را بر سر مردم میریزد.

باید اذعان داشت قرار گرفتن جوامع و کشورهای به اصطلاح جهان سوم در شرايط جنگ نرم، حقیقتی غیر قابل انکار است؛ جنگي که هدف آن اقناع افکار و ارضاي قلبها به منظور در دست گرفتن اراده ملت‌ها براي تغيير باورهای آنها است.

در کتاب «برای درک رسانه ها» به نقل از ارشمیدس آمده است که:«یک نقطه اتکا در جهان به من نشان دهید تا به واسطه ی آن دنیا را تکان دهم».
مارشال مک لوهان مبتکر نظریه «دهکده جهانی» که از بدو تولد وسایل ارتباط جمعی، رد پای او را در هر جا که نشانی از رسانه است، میبینیم، براین باور است که: «اگر ارشمیدس زنده بود،حتما رسانه ها را با انگشت نشان میداد و می گفت: من چشمها، گوشها، اعضا و مغزهای شما را به عنوان نقطه اتکا به کار می گیرم و دنیا را آن گونه که مایلم به حرکت در می آورم».

از مهمترین کارکردهای این سلاح خطرناک، مشخص کردن «مهم‌ترين سوژه‌ها و موضوعات» و القا نمودن آن به فکر و ذهن مردم است بگونه ای که ذهن، تحلیل وارده را با کمترین مقاومت میپذیرد. هنر رسانه در برابر مخاطب خود تفهیم و تلقین این باوراست که به چه چيزي و چگونه فکر کند.

لذا جنگ رسانه‌اي مي‌تواند بر آحاد مردم اثر بگذارد و به روان آنها، به عنوان اصلی ترین عامل قدرت ملي ضربه وارد ‌كند، عزم و اراده ملت را بگیرد وتوان ایستادگی و دفاع از آرمان، اهداف و سياست هاي نظام را از ایشان سلب نماید. که این مقدمه اي بر فروپاشي سياسي ـ امنيتي و ساختاري جامعه هدف خواهد بود.

اکنون که آن کودک نو پای دهه پنجاه، مو در آسیاب تجربه سفید کرده باید خاطر نشان نمود؛ رسانه اعم از مطبوعات، شبکه های ماهواره ای، واینترنت در قالب مباحث جنگ نرم، ادامه سلطه نظام کاپیتالیستی بوده که به دنبال تامین منافع و اهداف خودشان در کشورهای دیگر می باشند و بیشترین بهره برداری را برای گسترش و تثبیت سلطه خود بر سایر جوامع از این سلاح خوش دست داشته و دارند.
متاسفانه باید معترف بود که رسانه های غربی و جبهه استکبار، گوی سبقت را از رسانه های کشورهای کمتر توسعه یافته ربوده و این کشورها زمین بازی رسانه های دیگر ممالک می باشند

و از تعیین میدان بازی عاجزند و در نگاه خوشبینانه تنها شاید بتوانند اقدام به خنثی سازی اندکی از حملات رسانه ای کشور های دیگر کنند. به همین دلیل همه باید بدانیم در پهنه وسیع جبهه ارتباطات، شاهد جنگی همه جانبه هستیم که در آن بخش‌هاي مختلف يک کشور درگير نبردي سخت و جان فرسا بر سر موجوديت خود مي‌باشند. در کلام حکیمانه امام خمیمی(ره) بالاترین عنصر در موجودیت هر جامعه فرهنگ آن جامعه است؛...

اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل داده و با انحراف فرهنگ هر چند، جامعه در بعد اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد پوچ و میان تهی خواهد بود...

اما با همه این تفاسیر هنوز در عرصه رسانه، درک صحيحي از واژه «جنگ» در عبارت «جنگ نرم» وجود ندارد، گویا فراموش شده «جنگ»دعوا بر سر «موجوديت» است و در صورت شکست در اين کارزار، بايد فاتحه ماهيت وجودي نظام حاکم آن جامعه را خواند. آنهم در شرایطی که تكان‏های گاه و بيگاه طوفان رسانه ای تهاجم فرهنگی، ميوه‏های کال و نارس درخت فرهنگ که در دل مردم جوامع ریشه دارد ‏را به زیر میآورد و اگر دیر جنبیده شود این درخت را از ریشه در خواهد آورد، بی شک همه میدانیم جبهه استکبار که طمع سرپرستی جهان را به سر دارد، هيچ فرهنگ رقيبی را كه مخالف اين سياست باشد، تحمل نخواهد كرد...

در پایان لازم است که روی این موضوع اندکی تامل نموده و ( با توجه به اینکه کمتر کسی منکر نقش بی بدیل رسانه به عنوان کارآمدترین ابزار جنگ نرم بوده و بی شک، برای مقابله با آن هم، چیزی جز رسانه بکار نمی آید) به این سوالها پاسخ دهیم که آیا رسانه های دیگر کشورها حضوری موثر و انقلابی در این زمینه دارند؟

و آیا ما چیزی جز احساس آشوب و پریشانی برای مقابله با این ناتوی فرهنگی داریم؟ . به امید روزی که برای این سوال ها جواب مناسبی یافته تا پس از آن بتوانیم با استراتژی و هدف گذاری مناسب از هجمه بی امان دشمن دفاع لازم را به عمل آوریم و در جهان تاثیر گذار گردیم.
نام:
ایمیل:
* نظر: